امروز پنج شنبه بود و ما امتحان ریاضی داشتیم من امتحان ریاضی را 14 بردم و خیلی ناراحت شدم به فکر رفتم که جواب مادرم را چه بدهم فکری به سرم زد برای مادرم نامه نوشتم وقتی مدرسه ما تعتیل شد من رفتم دم کتاب فروشی یکدفعه مامانم صدایم کرد و گفت محمد بیا من اینجا هستم من خیلی زود نامه ای را که برای مادرم نوشته بودم به مادرم دادم مادرم گفت حالا چند بردی من گفتم 14 مادرم با همسایه هایمان بود و به من چیزی نگفت وقتی که به خانه می یامدیم به من گفت چرا 14 و من چیزی نگفتم توی خانه به من گفت خاک تو سرت نکند 14 هم شد نمره دوباره من چیزی نگفتم !
پ.ن : اگه پست اول وبلاگم رو دیده باشین متوجه میشین که من از وقتی خیلی کوچیک بودم دفتر خاطرات داشتم و توش چیز می نوشتم. هر موقع دلم برای اون موقع ها تنگ میشه میرم سراغشون. متن بالا یکی از اولین خاطره هایی بود که توی اولین دفترم نوشتم. فک کنم اون موقع کلاس دوم یا سوم بودم. چیزی که برای خودم جالبه اینه که همونطور که می بینین برعکس ریاضیم، املام خوب بوده و خیلی غلط املایی نداشتم !
اخیییی!!
گوگوولی
آخییییییی چ بامزه
عزززززیززززم!آخی!
مرسی ماری جون
حالا همه بگین اخی!! :دی
این آخی آخی چیه میگن


بچه 14 هم شد نمره؟
خوش به حال شما که دفتر خاطره دارید
من همه رو تو ذهنم نوشتم
به قول عشقم خاطرات رو نباید نوشت باید تو دلت بزاری
چون اگه بنویسی همه اونو میخونن ولی هیچکی نمیتونه اونچه که تو دلته رو بخونه
من سنی چوخ استرم عشقیم
خب چی بگن !؟

من درسم خوب بود ! خیلی کم پیش میومد نمره ـم کم بشه. کارنامه هام رو هنوز دارم. معدلم تو دبستان همیشه نزدیک 20 بود ...
خاصیت بدی که همه آدما دارن و هیچ کس نمی تونه اون رو انکار کنه، فراموشیه ! بالاخره آدم همه چیزو که یادش نمیمونه ! خیلی خشحالم که دفتر خاطرات داشتم، چون خیلی از چیزا واقعا یادم نیست ...
چی گفتی !؟ ترجمه نذاشتی چرا !؟
آخییییییییی
عزیزم
تعتیلیت تو حلقم! من دو بار گفتم آخی!!
آره تو دوبار گفتی نگار جون ! اینا همه در حافظه من می مونه
همون بچگی هاتم دختر بودی
عجب بدبختی گیر کردیما ! چررررراااااااا !؟
لایک به کامنت آقا رضا
14هم شد نمره
که اینطور ممد، پس لایک به کامنت آقا رضا !!
دیگه دیگه
ما بچه بودیم تو دفتر خاطراتمون فحش خوار و مار مینوشتیم به این چرخ روزگار
دفتر داشتی توام !؟
یه بار یکیش رو بذار تو وبت بخونیم
نزدیک 20؟





خدا خیرت بده من 20 میشدم
همچین واس من کلاس میذاره انگاری رتبه ی اول کلاس بوده
من سنی چوخ استرم عشقیم،خیلی سخته؟
خوب یعنی خیلی عشقمو دوست دارم
یکی بیاد نفسو آروم کنه خیلی دلم گرفته
هیچ کاری از دستم بر نمیاد فقط دوست داشتم نبودم و این روزگارو نمیدیدم
خب دخترا خرخونن

من معدل 20 هم دارم ! حالا من نگفتم ریا نشه.
عشقت کیه حالا که خیلی دوسش داری !؟
ای بابا چرا ناراحتی حالا
فردا میام وبت ببینم چرا ناراحتی
یه دونه ای
اِ!یعنی چی دخترا خرخونن؟!نه خیرم!اِ!

به قول خودت:تف به ریا!
دیگه حقیقت تلخه ماری جون

بله، تف به ریا واقعا
منظور از خرخون همون درس خونه دیگه مثلا؟
بعدشم عشقم عشقه دیگه چه سوال هوشمندانه ایی میپرسی آقا محمد
هان !؟
وا خب تا قبل از این از عشق و اینا خبری نبود !
خب الان خبریه مشکلیه؟
بود ها ولی بروز نمیدادیم
نه چه مشکلی
ای ناقلا ! به سلامتی
دفترم کجا بود بابا
من تو بچگیم میرفتم کارگری
من کودک کار بودم
میدونی یعنی چی ؟!
دلمونو خون کردی رضا
دختر
با دهن کجی بخون: "دلمو خون کردی رضا"
تو دختری
از عمد اینجوری گفتم ببینم بازم گیر میدی یا نه !
کسی از شایان خبری نداره؟!
من که ندارم...
کجاس نگرانش شدیم
شایان مخاطب خاموشه
فقط میخونه، نظر نمیده
چراغ خاموش شایان !؟
منم از عمد اونجوری گفتم ببینم واکنش دخترونه
انجام میدی یا نه!
عجبا !

تو قصد کردی دهن منو سرویس کنی آره !؟
+
راستی رضا وبلاگتو پاک کردی !؟
دلمون بر شایان تنگ شده
شایان اگه میخونی بدون که هنوز به یادتیم
مخصوصا نفس
آره وبلاگمو فاک کردم
چررررررررررررراااااااااااااااااا ؟!
پست جدید نمیذاری؟
نگار جون شرمنده، هنوز حسش نیس ...
ههههههههههه خیلی باحال بود
مرسی شایان جون
+ معلوم هست کجایی تو پسر ؟!
دلم برات سوخت
دست دلت درد نکنه
ایشالا تو شادی هاتون جبران کنیم
خوب کاری میکنی
نمرت چهارده شد
سیستمو ازت گرفتن تحریمت کردن
آره دیگه ! ولی الان دوران تحریم تموم شده دیگه
بچه نگران نباشین من هستم
دست گلت درد نکنه
بنده هم درسم خوب بود تا سال سوم راهنمایی معدل 20 سال دوم راهنمایی رفم المپیاد ریاضی اونم کشوریش

سال اول دبیرستانم 17 - 18 بودم بعد سال دوم دبیرستان شدم 14 و شیمی دو هم شدم دو :دی
سال سومم که دیگه کامل شد
تشویق
+++
من چرا اینارو اینجا نوشتم؟:دی
اوه اوه شایان توام بچه خر خون بودی پس ! تازه از نوع کشوریش !
علت اینکه از سال دوم دبیرستان به بعد ریدی به معدل چی بوده !؟
+
منت بر سر ما نهادی اینا رو اینجا نوشتی شایان جون
غلط املای نداشتی ولی کلا غلط دستوری زیاد داشتی
هه آره
شایان؟!؟!؟!
چرا آخه؟!
منم ازش پرسیدم ماری جون
شایان میاد آقا محمد میره
آقا محمد کجایی نگرانت شدیم
ممنون نفس خانوم.
به خدا سرم بدجوری شلوغه ...
هیچم سرش شلوغ نیست
مثل دختر چــ.ـس کلاس میذاره
دخـــــتر
رضا جون تیز کردی برا ما بدجوری !
اوه اوه رضا با محمد :دی
پاره خط عشقی:دی
چه شود
عجباااااا
شایان تو بیکار میشی میای اینجا تراوشات عرفانی مخت رو اینجا می نویسی نه !؟
نگاه میکنی شایان؟
رضا عاشق محمد شده
ایشالا به پای هم پیر شن یه جفت دمپایی بخرن
نفس خانوم شمام همون قضیه ـت مثل شایانه
میگم تو خیلی دمپایی دوس داری نه !؟
اره واقعا چه بهم میان:دی
برو بچه
نه من حوصلم سر نمیره میام اینجا حوصلم سر بره :دی
چی گفتم دقیقا؟؟؟؟؟؟؟
شایان جون تو به هر دلیلی بیای اینجا رو سرمون جا داری
عجیجم چقدر هم بژرگونه نوشته بوهدی!!