فـــرامـــوشـــی

می نویسم که یادم بمونه...

فـــرامـــوشـــی

می نویسم که یادم بمونه...

[ بدون عنوان ]

متوقف شده است زندگی
اینجـــــــــــــا
میان بازوان تو و در خیـــــــــــــــال 

دلم شروع دوباره می خواهد / خیالم را رنگ واقیعت بزن

بـا، بوســــــه هـــای واقـــــعـــــــی ...

نظرات 15 + ارسال نظر
نفس پنج‌شنبه 14 اردیبهشت 1391 ساعت 12:39 http://princess91.blogsky.com/

چند روزی است که من
باز دیوانه شدم
از غم دوری تو
شمع و پروانه شدم

باز سجاده ی من
رنگ چشمان تو شد
مهر و تسبیح دلم
مثل دستان تو شد

باز هم شب های من
بوی باران می دهد
بوی نمناک زمین
در بهاران می دهد

باز از این پنجره
شعر هایم می روند
گریه هایم می رسند
خنده هایم می روند

باز از روی درخت
مرغ عشقم می پرد
آتش عشقت مرا
تا کجاها می برد

باز قلبم می تپد
خسته حال و بی نفس
می زند فریاد که
خسته ام از این قفس

باز شمعی می شوم
تا بسوزم جان و تن
اشک هایم می چکد
بر دل و دامان من

من که رسوایت شدم
می نویسم بر درخت
می نویسم در هوا
یا به روی سنگ سخت

می نویسم از غمت
شمع و پروانه شدم
چند روزی می شود
باز دیوانه شدم

شایان دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ساعت 22:02 http://brat.blogsky.com

چی شدی؟؟

چیزی نشدم شایان جون. فقط سرم یه کم شلوغ شده ...

نفس دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ساعت 23:50

سلام
کم پیدا شدید بلکل
امان از کار کردن یکمم به خودتون استراحت بدید

هی روزگار ! نفس خانوم. کار نکنیم پول در نیاریم که کسی تو این دوره زمونه آدم حسابمون نمیکنه !

نفس سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 ساعت 12:21 http://princess91.blogsky.com/

شما همه چیو تو پول خلاصه کردید
استراحتم واس آدم خوبه

من نکردم ! اوضاع امروز جامعه مون کرده !
استراحت می کنم بابا ! ولی دیگه وقتش که به اینجا سر بزنم نمیشه خب !

نفس سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 ساعت 12:26

میگم الان کاره انقدر سرتون شلوغه
خدا به دامادیتون رحم کنه
دیگه ما شما رو نمیبینیم

من حالا حالا ها نمی خوام داماد بشم !
یعنی فک نکنم اونی که می خوام حالا حالا ها پیدا کنم ...
نترس نفس جون ما فعلا هستیم حتی اگه کمرنگ ...

نفس سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 ساعت 12:55

آها میخوای وقتی عصا به دست شدی بعد دومادی؟
یعنی انقدر سخته؟
ولی شاید ما کلا رفتیم

ای آقا نفس خانوم ! همین الان هم فقط یه اشاره کافیه ... (بذار به حساب تعریف از خود )
سلیقه من اینجوریه دیگه ! چکار کنم ...
کجا رفتی !؟

نفس سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 ساعت 13:34

آقا نفس؟
من خانوم نفس هستم
آقا شما هستید
خوب من یه اشاره کردم کو عروس خانوم؟
بنازم به این سلیقه.واس ازدواج انقدر سخته خدا به بقیش رحم کنه
شاید تا 2 هفته دیگه باشم.نخند

نه ! گفتم : ای آقا (کاما) نفس خانوم ! مثل پیرمردا گفتم در واقع
منظورم اشاره خودم بود
چرا نباشی !؟ درس و امتحان و کنکور اینا !؟

نفس سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 ساعت 20:00

آها کاما تو دلتون بود من باید اونجا کاما فرض میکردم
احسنت
خب چه فرقی داره حالا نمیشه من اشاره کنم؟من خیلی اشاره دوست دارم
فعلا تا دو هفته مهلت داریم بعدش دست خداس

بله !
نه شما فقط می تونید برای خودتون اشاره کنین ...
تا دو هفته دیگه خدا بزرگه.

نفس چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 14:06

ولی متاسفانه من برخودم نمیتونم اشاره کنم
دوست داشتم بر شما اشاره کنم ولی شما نذاشتید(آیکن قلب شکسته ی نفس)

حالا شما یه اشاره ای بکن خدا رو چه دیدی شاید فرجی شد
ناراحت نباش !

نفس چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 ساعت 14:40

الهم نو فرجیهی من اشارته

نفس جمعه 22 اردیبهشت 1391 ساعت 18:01 http://princess91.blogsky.com/

نمیدونم چرا بعضی از نظراتی که بر شما میذارم نمیمونه؟

چرا ؟!؟؟
هرچی کامنت دادی من تایید کردم ! خودت که می دونی من اهل سانسور نیستم !

نفس جمعه 22 اردیبهشت 1391 ساعت 22:13 http://princess91.blogsky.com/

خب چرا آپ نمیکنی؟

خب می کنم دیگه ! مگه نمیبینی

نفس جمعه 22 اردیبهشت 1391 ساعت 22:20 http://princess91.blogsky.com/

روز زن رو به مادر و خواهر گرامی تبریک میگوییم

مرسی نفس جان
منم روز زن رو به خودت و خواهر و مادرت تبریک می گم ...

نفس شنبه 23 اردیبهشت 1391 ساعت 01:35

استغفرالله و اتوب الیه
نمیگی بچه رد میشه؟
ممنون البته خواهرام

خب رد بشه ! بچه های این دوره زمونه خیلی بیشتر از بچگی های ما چیز می دونن !
خواهرهاتون

نفس شنبه 23 اردیبهشت 1391 ساعت 01:54

آره اونو که آره قبول دارم
الان ما بچه ایم اونا بزرگ

والا !

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد